Navên Rengan – نام رنگها به زبان کردی

نام رنگهای مختلف به کردی چیست؟ در این نوشته با نام بیشتر رنگها در کردی آشنا می شوید. از رنگهای آبی و قرمز و سبز گرفته تا رنگهای خاصی مانند بور، بلوند، فیروزه ای، پوست پیازی، بژ و …

Read the rest of this entry »

Alfabeya Kurdî – ادامه الفبای کردی

الفبای کردی 31 حرف دارد که 8 حرف آن صدادار و 21 حرف آن بی صدا اند. از حروف صدادار آن، 5 حرف صدادار بلند و 3 حرف صدادار کوتاه اند.

Di Alfabeya Kurdî de 31 tîp henin, ji vanan 8 tîp dengdêr (bideng) in, 23 tîp jî dengdar (bêdeng) in. Ji Tîpên (herfên) dengdêr, pênc heb dirêj in, sê heb jî kurt in.

Tîpên dengdêr (bideng, vokal, صدادار): a, e, ê, i, î, o, u, û

  • Tîpên dengdêrên dirêj (صدادار بلند): a, ê, î, o, û
  • Tîpên dengdêrên kurt (صدادار کوتاه): e, i, u

Read the rest of this entry »

Gepkirin, axavtin – مکالمه به کردی

کلمات کلیدی این درس
Dembaş وقت بخیر
Bibore (borîn) ببخش (بخشیدن)
Zanîngeh دانشگاه
Wir آنجا
Mamoste معلم، استاد
Endazyar مهندس
Ziman û wêje زبان و ادبیات
Hetanî تا
Rade سطح، مرحله
Beş رشته، بخش
Hilbijartin انتخاب کردن
Amed نام کردی شهر دیاربکر، اسم پسر نیز است
Dîlan رقص دسته جمعی کردی، اسم دختر نیز است
Bajar شهر
Hevdu همدیگر
Hevnasîn آشنایی
Mirov انسان، آدم
Bi mifa مفید
Civak جامعه

Read the rest of this entry »

Navê dêngê ducare – اسم صوت مکرر

زبان کردی از لحاظ اسم مکرر بسیار غنی، پر محتوا و گوش نواز است. گاهی برای ترجمه یکی از این اسامی به زبانی دیگر باید سطرها نوشت. در حقیقت کثرت اصوات در زبان کردی نشانه قدرت و گستره عظیم واژگان آن است. در ادامه نمونه ای از این اسامی مکرر آمده است.
Read the rest of this entry »

Bersivên Hînkarîyan – پاسخ تمرین های درس دوم

جواب تمرین یک: کلماتی که پر رنگ شده اند (از درس دوم) صرف فعل (بودن) هستند.
مهم: چون فعل یک کلمه مستقل از (اسم، صفت …) می باشد در نوشتن باید آن را جدا نوشت و رعایت فاصله الزامی است.
Read the rest of this entry »

Gepkirin, axavtin, hevnasîn – مکالمه و آشنایی به کردی

مکالمه و آشنا شدن به زبان کردی کرمانجی
Read the rest of this entry »

اصطلاح کردی – 1

1- Xwe di xweşîyê de kirîye erdê

معنای لفظ به لفظ: خودشو زنده به گور کرده است
مفهوم: در مورد کسی گفته می شود که علیرغم تواناییهای فردی یا اعتبار خانوادگی دست به کارهایی می زند که در باور عموم بی ارزش و ناپسند است مانند معتاد شدن، رفت و آمد با افراد ناباب

2- Hey ku lê hat

مفهوم: دلم خنک شد، خیلی خوب شد که این بلا سرش اومد یا این اتفاق براش افتاد

3- Kirê çêle kew

معنای لفظ به لفظ: او را بچه کبک کرد
مفهوم: حریف در مقابلش خیلی کم آورد. رقیب را حسابی ترساند